Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
مجتمع فنی تبریز قویترین پایگاه آموزشی و تجارت الکترونیک در شمالغرب کشور
منو اصلی

 صفحه اصلي
 تماس با مدیر سایت
 نقشه سايت
 فروشگاه

 کاربران
 انجمنهای گفتگو
 پیغام خصوصی
 نوشته روزانه کاربرن
 معرفی به دوستان
 اخبار و مطالب
 موضوعات
 آرشیو مطالب
 ارسال اخبار
 آرشیو ردیفی اخبار
 ارسال مقالات
 پیوند
 دریافت فایل
 لینکستان
 ضمیمه ها
 مقالات


پیامهای کوتاه
پیام های قدیمیتر   

 


اطلاعات کاربران
خوش آمدید , کاربر مهمان
نام کاربری
رمز عبور
(عضویت)
کاربران سایت:
آخرین: kolahdooz
امروز : 0
دیروز: 0
مجموع: 205

بازدیدکنندگان:
مهمان: 2
عضو: 0
مجموع: 2



دیکشنری



Powered by kianonline.ir


ليست مقالات اخير سايت شهريار
· شهریار شناسی
· عشقی با شهریار
· HEYDER BABA’YA SELÂM ( با الفبای لاتین )
· " حیدر بابا یا سلام "
· ترجمه منظومه " حیدر بابا " به زبان انگلیسی
· ترجمه حیدربابا یا سلام به زبان استانبولی
· ترجمه فارسی منظومه " حیدربابا یا سلام "
· منظومه دوم حیدربابا "حيدربابا گلديم سنى يوخليام "
· ترجمه منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " به زبان استانبولی
· منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " با الفبای لاتین
· ویژگی سخن استاد شهریار
· علي (ع) در شعر استاد شهريار
· بررسی ( حیدربابا ) معروفترين اثر شهريار
· يادي از شهريار شعر ايران
· نگاهی به زوایای شعری شهریار
· زندگينامه شهريار ( قسمت اول )
· زندگينامه شهريار ( قسمت دوم )
· پان ترکیسم و شهریار
· ماجراي عشق شهريار از زبان شاگردش
· حنجره دردمند خشکناب
· عناصر ادبيات شفاهي آذربايجان در ديوان تركي استاد شهريار
· بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت اول )
· بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت دوم )
· استاد شهریار شاعر اهل بیت
· غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار
· شهریار در یک نگاه
· ويژگي‌هاي هنري شهريار
· ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت اول" )
· ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت دوم" )
· گذري و نظري در كردستان و آذربايجان
· محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت اول )
· محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت دوم )
· شاعر شور و مستی
· سبك و شيوه سخن استاد شهريار
· آشنایی با مقبره الشعرای تبریز
· هنر شهريار ( قسمت اول )
· روح واژه‏ها روز شعر و ادب فارسی
· ديدار با شهريار ( شعر صاعقه است! )
· غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت اول
· هنر شهریار ( قسمت دوم )
· غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت دوم
· هنر شهریار ( قسمت سوم )
· هنر شهریار ( قسمت چهارم )
· مکتب های ا د بي ( 1 )
· مکتب های ا د بي ( 2 )
· شهريار «نابغة شعر»
· خيال و حقيقت (دكتر مهدي روشن ضمير )


سایت شهریار ( منظومه حیدر بابا )
این بلوک در حال حاضر فاقد محتوی می باشد .


اطلاعیه شروع به کار فروشگاه سایت

به لطف حق توانستیم فروشگاه سایت شهریار را راه اندازی نماییم که در این فروشگاه محصولات فرهنگی مرتبط با موضوع سایت عرضه خواهد شد شما خوبان با حمایت خود از این فروشگاه در وزین تر شدن و پابرجا ماندن این سایت ما را یاری دهید  امید آنکه در آینده محصولات بیشتری در رابطه با استاد شهریار بتوانیم در فروشگاه عرضه نماییم

 "" برای ورود به فروشگاه اینجا کلیک کنید ""


اطلاعیه دوم سایت شهریار

  سایت شهریار بعد گذشتن از طوفان بی مهریها در فروردین ماه 1387 تاسیس گردید و از تمام جهات مستقل بوده و به هیچ نهاد اعم از دولتی و یا غیردولتی وابسته نبوده ونیست و هدف سایت ایجاد شناخت عمیق در ابعاد مختلف اشعار استاد شهریار و نیز شناساندن آن بزرگ مرد عرصه شعر ایران زمین میباشد

امید دارم بتوانم با همت شما خوبان سایت استاد شهریار را وزین تر و پربارتر از این نمایم .

سید یوسف سعیدی

سایت شهریار از دامنه های زیر قابل دسترسی میباشد :

www.shahreiar.org

www.shahreyar.org

com.شهریار.www

 

آدرس پست الکترونیک سایت

Ostad.shahriyar@gmail.com

 



شهريار و شيوه سخن او
شهریار شناسی

شهريار و شيوه سخن او

مهرداد اوستا

بي‌ترديد در ميان سخنوران روزگار، از طلوع شعر دري كه با سلطان شاعران، رودكي سمرقندي آغاز مي‌شود تاكنون كمتر شاعري به روزگار خويش به نام و آوازه‌اي همچون شهريار دست يافته است.

تحقيق در احوال و آثار شاعران بزرگ به روشني اين معني را نشان مي‌دهد كه هنر‌ناشناسي و عدم آگاهي زمانه به اصالت كلام، رقت معاني و قدرت ابداع آنان، نامشام را در پرده‌اي از ابهام، ترديد و گمنامي پنهان كرده است و بسا كه آنان با وجود خلاقيت‌اي شگفت‌انگيزي كه در آثارشان، همچون مثل سائر به تمثيل آمده است، كمتر تحسيني و آفريني از زبان كسي به همة عمر شنيده باشند و بسا شاعر كه بدين قول دل شادمانه كرده است كه:

خوشا حالت خوب مرد سخن                    كه مرگش به از زندگاني بود

درين ميان به گواهي تذكرة حال و نقد آثار شاعران بزرگ، اگر بخت با استادي سخنور يار مي‌آمده است و ممدوحي كريم و سخن‌دان، وي را در كنف حمايت و ذيل عاطفت به ياري برمي‌خاسته است، از جمله نوادر بوده است چه آنچه، پادشاهان به غرور سلطنت و خوشامدگوئي چاپلوسان بي‌هنر و سخن‌ناشناس، انديشه‌هايي محدودتر از آن داشته‌اند كه به لطف كلام و وسعت معني در آثار خداوندان سخن راه يافته باشند و در اين پرده كه خاصه اهل درد است بار پيدا كرده باشند و هرگاه پادشاهاني يا اميراني همچون برخي از اميران ساماني، غزنوي، سلجوقي و بجز اينان را اقبالي به هنر و تحقيق و دانش بوده است، بيشتر به بركت وجود وزيران خردمند و مصاحبان دانشوري بوده كه توانسته‌اند با صلات و نواخت، دانشمند و يا شاعراني را به آوازة بلند برسانند. همچنانكه رودكي به پرورش خواجه ابولفضل بلعمي، موخ، مفسر و محقق نام‌آور عصر سامانيان به قامي كه شايسته ان بود برسيد؛ هر چند از اين شاعر بزرگ، و شاعراني همچون شهيد بلخي، بوشكور، لبيبي، كسائي، مرادي، مصعبي و بوطاهر خسرواني به سبب تعصب دست نشاندگان خلفاي عباسي بجز ابياتي چند بر جاي نمانده است.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید


غزل شهريار
شهریار

محمد حقوقي

بر اهل ادب پوشيده نيست كه غزل از دوران سعدي و حافظ به اين طرف، معمول‌ترين و محبوب‌ترين نوع شعر بوده است و جز شاعران شيوة هندي كه به غزلي با حال و هواي ديگر دست يافتند و جايبحث آن در اينجا نيست، مي‌توان به جرأت گفت كه از قرن هفتم تا دورة معاصر هيچ غزلسرايي ظهور نكرده است كه بتوان در صميميت عاطفه و احساس او ترديد نكرد و او را از بار تأثير غزل سعدي و حافظ مبرّا دانست.

چنين استكه گذشته از غزلهاي استثنائي مشهور، مانند غزل «كي رفته‌اي زدل كه تمنا كنم ترا» از فروغي بسطامي، يا غزل «طاعت از دست نيايد گنهي بايد كرد» از نشاط اصفهاني، يا غزل «غمت در نهانخانة دل نشيند» ازطبيب اصفهاني، يا غزل «چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست» از عبرت نائيني، در مجموع كار هيچ شاعري را نمي‌توان پذيرفت.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید


انتقادهاي اخوان ثالث از منظومة شهريار
نقد

  مهدي اخوان ثالث

اوايل تابستان 51 بود كه از طرف استاد شهريار شاعر معروف از مهدي اخوان ثالث دعوت شد تا در شبهاي شعري كه از سوي انجمن شهريار در تبريز برگزار مي‌شود، شركت كند. بليط رفت و برگشت هواپيما هم ضميمه‌ي دعوتنامه ارسال شد. آن زنده‌ياد از اين دعوت استقبال كرد و تصميم گرفت به وقت و به موقع، به گفتة خود (به هنگام جاي موعود و ميقات» حاضر باشد وتصميم بر اين گرفت، علاوه بر شعرخواني، رساله‌اي را هم كه در باب «تعريب و تفريس» فراهم آورده بود در آن محفل ارائه كند. در بين (؟) رساله از سرنوشت واژه‌هايي كه از عربي به فارسي و برعكس از فارسي به عربي وارد شده‌اند به تفصيل سخن به ميان آمده و تمامي آن بر روي ورق‌هاي ريز و درشت متعدد، از روي بياض پاكت سيگار گرفته تا برگ‌هاي تقويم روميزي، يادداشت شده بود. طبق معمول قرار شد كار ثبت و به سامان آوردن آن اوراق پراكنده را من به پايان آورم كه همه‌ي آنها را در عرض دو سه شب به خطي خوانا در دفتري گرد آورم و فكر مي‌كنم در حال حاضر در كتابخانه‌ي آن زنده‌ياد موجود باشد.

قرار شد در صورت خستگي و اين رساله را از سوي او در آن كنگره بخوانم. چون از من خواسته بود به همراهش به تبريز بروم. ضمناُّ قرار شد [د]و سه روزي مانده به سفر به اتفاق سري به بازار كويتي‌هاي آبادان بزنيم تا هديه‌اي در خور براي شهريار بخرد و به ارمغان برد. عصر يكي از همان روزها ماشين اداره‌ي تلويزيون را براي آوردن آن عزيز به اداره، به خانه‌اش فرستاديم.

 

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید


چهره‌هاي روشن و دلگشا
شهریار
احمد ترجاني‌زاده
نمي‌دانم عنوان بالا از لحاظ تطبيق با موضوع در نظر موشكاف اديبان درست است يا خير ولي به هر حال منظور من است كه عوالم طبيعت و جهان و هر چه در او هست رويهمرفته بر دو نوعند برخي از آنها مظهر جمال و زيبايي و عاطفت و لذت و خوشي و كاميابي است و بعضي چهرة عبوس و خشمگين و شرور و تند و تلخ روزگار را بهانسان نشان مي‌دهد، من اين و حالت مختلف و متناقض را به طريق توزيع در اكثر مظاهر مادي و معنوي عالم هستي مشاهده مي‌كنم. مثلاُّ چهرة عبوس و پرآشوب يك روز زمستان را در نظر بگيريد كه از هر طرف باد است و طوفان و برف و سرما و يخندان و شورش و انقلاب طبيعت و جهان كه انسان با صرف‌نظر از اطلاعات و تجربه‌هايي كه دارد در هر آن به انتظار به هم خوردن اوشاع زمين و آسمان و يا لااقل در خوف و هراس ويراني خانه‌ها و تلف شدن هزاران تن از همنوعان خود مي‌باشد و در مقابل اين روز سخت زمستاني يك روز بهاري را به نظر آوريد كه هوا خوش است و طبيعت از هر جهت سازگار و آسمان صاف و نسيم ملايم بهاري با جان و دل آدم بازي مي‌كند، و در پيران هفتاد ساله نيز فكرها و هوسهاي جواني و آرزوهاي ديرينه و خفته را زنده و بيدار مي‌سازد و انسان رابه ياد ايام كودكي و عهد شباب مي‌اندازد اين قانون تناقض بر افراد بشر نيز قابل تطبيق است، بسياري از اوقات كساني را مي‌بينيد كه چهرة تند و غضبناك و سخت و سركش ايشان حالتي غم‌انگيز و يأس‌آور در شما توليد مي‌كند، جز شرارة خشم و بدبيني از چشمان آنها نمي‌جهد و جز حرف لا بر زبان آنها نمي‌گذرد، ديدار اينگونه اشخاص انسان را افسرده و ملول و بدبين به اجتماع و بيزار از زندگي مي‌كند و گاهي در برابر اين چهره‌هاي اهريمني چهره‌هاي روشن و دلگشايي مي‌بينيد كه در طلعت فرخندة ايشان فروغ مهر يزداني نمايان و تابان است و ديدار آنان اگر در دل زمستان هم دست دهد انسان را به ياد فصل بهار و صفاي كوهسار وگل و سنبل و ريحان و نغمة دلپذير و روح‌پرور مرغان خوش‌الحان مي‌اندازد و گويي كه تمام خوشيها و شاديهاي جهان و زيبائيهاي طبيعت را در چهرة ايشان مي‌خوانيد، تصور مي‌رود اين قانون تناقض كه بر طبيعت جهان و اجتماع انسان حكمران است در اصول ثنويت و اعتقاد به يزدان و اهريمن و خير و شر و نور و ظلمت بي‌اثر نبوده است و حتي اين قانون در كتابها و ديوانهاي شعر نيز جاري و ساري است. بعضي از كتابها مظهر كامل ذوق و صفا و زيبايي است و برخي از آنها چهره‌اي عبوس و دژم و خشمناك دارند و البته بين اين دو طرف مراتب و درجات بسيار هست كه نيك و بد و زشت و زيبا درهم آميخته نه خير محضند و نه شر مطلق، في‌المثل ديوان بعضي از استادان شعر را باز مي‌كنيد و قسمتي از اشعار آن را مي‌خوانيد، مي‌بينيد كا شاعر تا چه اندازه استعداد و فضل و هنر به كار برده و شعرش تا چه پايه محكم و متين و استوار است وليكن به هيچوجه تأثير و حركت و اهتزازي در اعصاب و قلب و روح شما ندارد و گاهي با جمله‌هاي محكم و استوار خود تكاليف اخلاقي هم براي شما معين مي‌كند ولي گوش شما بدهكار نيست و در برابر آن اوامر صادره خاضع و مطيع نيستيد بلكه چون گوينده را مقامي ذي‌صلاح تشخيص نمي‌دهيد يك نوع احساس سركشي و تنفري خاص نسبت به بعضي مبادي اخلاقي و حقايق در وجدان شما پديدار مي‌شودكه در حقيقت انعكاس روح فاقد ايمان گوينده را مقامي ذي‌صلاح تشخيص نمي‌دهيد يك نوع احساس سركشي و تنفري خاص نسبت به بعضي مبادي اخلاقي و حقايق در وجدان شما پديدار مي‌شود كه در حقيقت انعكاس روح فاقد ايمان گوينده است كه براي بازي با الفاظ، آن موضوعات و مبادي عاليه را مبتذل ساخته است و همين مطلب عقيدة شما را به گوينده و سخنان او سلب و گاهي متنفر بلكه خشمگين مي‌سازد.
برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید


ترجمه تركي مقاله ي دكتر غلامحسين يوسفي در مو
شهریار  "شهريار" ين ياراديجيليغي

دكترغلامحسين يوسفي

ترجومه : عليرضا ذيحق

" شهريار " ين شعر لريندن ترتيب وئريلميش بالاجا بير مجموعه ، 1308 – نجي گونش ايلينده ، ايلك دفعه اولاراق جيبي قطعينده چاپ اولدو و چوخ چكمه دن اونون ايكينجي چاپي 1314 – نجي ايلده  يئني دن ياييلدي.

بو مجموعه ده شهريارين " كؤينه يين قوخوسو  ،  بير گئجه "قمر " له  ، منيم شهريار ليقيم ، يانيب ياخيلماق ، شاعيرانه مسافرت " و بير سيرا بئله نكي گؤزل وآخيجي شعر لري وار ايدي و استاد ملك اشعراء بهار ، ديوانا يازديقي قيسا جا مقدمه ده ، شهرياري ائله بير جوان تانيتديرير كي " دولغون استعداد و يوكسك قريحه سي " واردير و " سئويملي يئني بير سبك " ايله "چوخ ياخشي و عالي گله جه گي "  اولا جاق دير.

بو ايل لرده شهريار " طب " فاكولته سينده دانيشجو اولوب گنج ليك ايل لريني كئچير تسه ده ، اونون شعري اؤز تأثير قووه سي له بؤيوك ادبياتچي لارين نظريني جلب ائديري. ايل لر اؤتوري و بالا – بالا "شهريار" تخلصي اونون حقيقي آدي سيد محمد حسين بهجت تبريزي ني بوسبوتون اؤز تأثير دايره سينه آليب شهريارين شعري و آدي ديل لر ازبري اولور. اونون چوخ جيلد لي و حجم لي ديواني ، نئچه يوللار چاپ اولار كن عؤمرونون سونونا جان ( 1285- 1387) چوخ آدلي و آد سان صاحيبي ايدي.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



شاعران از ديدگاه شهريار
شهریار

مفتون اميني

... مرحوم شهريار از نظر قدرت تخيل بخصوص خيالپردازي رمانتيك و نيز از نظر وسعت احاطه بر مقدار زيادي لغات و عبارات مستعمل فارسي نه تنها در بين شاعران كلاسيك امروز بلكه در ميان گذشتگان هم انصافاُّ بلانظير و ممتاز است. وجه امتياز ديگر شهريار اين است كه ايشان به عنوان نخستين شاعر سنتي معروف و محبوب ايران، تحول انقلابي در شعر امروز را كه به سالاري و هنرداري نيما يوشيج بود، اگر چه در دايرة محدودي پذيرفته‌اند، اما همين پذيرش در مدار بسته كه همراه با سرودن  اشعاري از قبيل «اي واي مادرم» و «پيام به انشتين» و «نقاش» و غير هم بوده در پيشبرد كار تحول بسيار مؤثر افتاده چنانكه مي‌توان گفت اگر ايشان فداكاري و پيشقدمي نمي‌نمودند بسياري از اساتيد رسمي و اسمي ديگر جرأت پا گذاشتن در اين دايرة آتشين كه از قضا براي همه گلستان خيال نگشته، نداشته‌اند.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



سرود آبشار
اشعار فارسی

دكتر غلامحسين يوسفي

سال 1308 شمسي بود كه مجموعة كوچكي از شعرهاي شهريار به قطع بغلي در تهران به چاپ رسيد و ديري نگذشت كه به سال 1314 ش. چاپ دوم آن انتشار يافت. دراين دفتر برخي از شعرهاي شيواي شهريار نظير «بوي پيرهن»، «يك شب با قمر»؛ « شهرياري من»، «سوز و ساز»، «مسافرت شاعرانه» و امثال آن درج بود و استاد ملك‌الشعراء بهار، در مقدّمة كوتاه خويش بر ديوان، شهريار را جواني معرّفي كرده بود «با ذوق سرشار و قريحت بلند» كه «در هر غزل به معاني تازه‌اي پي برده و تركيبات شيريني فراهم آورده است»، «شيوه‌اش نو و مرغوب» است و «آينده‌اي بهتر و عالي‌تر» در پيش دارد. در اين سالها شهريار دانشجوي طب بود و دوران جواني را مي‌گذرانيد اما در عين حال شعرش نظر بزرگان ادب را به خود جلب مي‌كرد. سالها گذشت و به تدريج تخلّص «شهريار» نام حقيقي او، سيد محمدحسين بهجت تبريزي، را يكسره تحت‌الشعاع قرار داد و نام شهريار بلند آوازه شد. مجلّدات متعدّد ديوانش بارها به طبع رسيد و تا پايان عمر (1285 ـ 1367) از شهرت بسيار برخوردار بود.

شهريار بي‌گمان در شاعري استعدادي درخشان داشت. در سراسر اشعار وي روحي حسّاس و شاعرانه موج مي‌زند كه بر بال تخيّلي پوينده و آفريننده در پروازست و شعر او در هر زمينه كه باشد از اين خصيصه بهره‌ورست. به تجدّد و نوآوري گرايش محسوس دارد. شعرهايي كه براي نيما و به ياداو سروده و دگرگونيهايي كه در برخي از اشعار خود در قالب و طرز تعبير و زبان شعر به خرج داده، حتّي تفاوت صور خيال و برداشتها در قالب سنّتي و بسياري جلوه‌هاي ديگر حاكي از طبع آزماييها در اين زمينه و تجربه‌هاي متعدّد اوست. با همه انس با شعر استادان پيشين بخصوص سعدي و حافظ، آزاديي كه وي در زبان شعر براي خود قائل شده و هر نوع كلمه و تركيب از زبان گفتار را در شعر به كار برده حاكي از آن است كه به اسلوب پيشينيان پابند نمانده و خواسته است از همة امكانات و تواناييهاي زبان بهره جويد تا بتواند به آساني و رواني آنچه را در ضمير دارد به قلم بياورد. اين نوع آزادي بي‌حدّ و حصر در زبان و واژگان شعر و آوردن هر نوع مضمون موجب آمده كه بسياري الفاظ و تركيبات و مضامين پيش پا افتاده و ناهموار در شعر او راهيابد و گاه ناهماهنگيي در بافت سخن پديد آورد كه به حق مورد ايراد سخن سنجان واقع شده است.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



يادي از ديدار نيما و شهريار
شهریار

دكتر عباسعلي رضائي

 سال 1336 بود و من در كتابخانة ملي تبريز كار مي‌كردم. همان كتابخانه‌اي كه الان ساختمان آن تخريب شده و زمينش به صورت بخشي از مصلي درآمده و نيز كتابهاي آن به ساختماني در محوطة باغ گلستان تبريز انتقال يافته است. آن سالها مردم تبريز پول جمع كرده بودند و براي شهر خودشان كتابخانه‌اي بنا كرده بودند تا مركز فعاليت‌هاي فرهنگي بشود والحق هم كتابخانة ملي جاي بسيار مناسبي شده بود و علاقمندان به كتاب و مطالعه در آن محل جمع مي‌شدند و مي‌خواندند و مي‌آموختند. بعدها افرادي از همان كتابخونها خودشان نويسنده و اديب و محقق شدند و آثار ارزنده‌اي پديد آوردند. ياد همه‌شان بخير.

بلي، روزي در اوايل پائيز همان سال درِ كتابخانه را صبح باز كردم و طبق معمول مشغول مرتب كردن كتابها در قفسه‌هاي مخزن كتاب بودم كه شنيدم درِ اطاق مجاور مخزن را مي‌زنند. رفتم و در را باز كردم و ديدم مرد سپيد موئي با جامه داني كوچك در دست وارد شد و از من پرسيد: «آيا منزل شهريار را مي‌شناسيد؟»

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



مثنوي‌هاي شهريار
شهریار

مهدي برهاني

شهريار در شمار شايسته‌ترين شعرايي است كه در زمينة انواع شيوه‌ها و قالبهاي شعري تجربه‌هاي غالباُّ موفق داشته و همه را نيز با بي‌پروايي به دست انتشار سپرده است. اما شهرت شهريار بيشتر به خاطر غزليات غنائي اوست كه پيرامون اين نحلة شعرش، كم و بيش، اظهار نظرهائي شده است و ما در اينجا، به همين روي، به مثنوي‌هاي شاعر مي‌پردازيم. و آنهم نه به همة آنها، كه فرصتي بيش از اين مي‌خواهد.

مثنوي‌هاي شهريار هر چند بخش وسيع و مهمّي از مجموعة فعاليتهاي ادبي او را در برنمي‌گيرد. با اينهمه، براي بحث و بررسي فرصت‌هاي فراواني را فراهم كرده است.

اصولاُّ مثنوي قالبي است كه دست و بال شاعر را در انعكاس انديشه‌اش باز مي‌گذارد به همين روي مجموعه‌هاي بزرگ داستاني و حماسي كه نياز به طرح مسائل گوناگون دارد در قالب مثنوي ريخته شده است. و با آنكه شهريار عمدهُّ شاعري غزلسرا بوده، با اينهمه او را در مثنويهايش مي‌توانيم، عريان‌تر و ناب‌تر ببينيم. افزون بر اين، با نگرش به يكي دو مثنوي، مي‌توان بيشتر ويژگيهاي سبك و روش هر شاعر را نشان داد، و مشت را نمونة خروار دانست. به عكس ساير صنوف شعر، كه براي درك روش شاعر، بايد كل آثار او را مورد بررسي قرار داد، تا اخذ و اقتباس، تأثيرپذيري و نيز ابداعات و ابتكارات شاعر روشن شود. در زمينة مثنوي كار آسان‌تر است. با اين نگرش بود كه مثنوي‌هاي شهريار را مورد مطالعه قرار داديم، تا به پاره‌اي از ويژگيهاي سبك شعر او اشاراتي داشته باشيم.

نخستين نكته كه از نگريستن به شعر  اين شاعر جلب نظر مي‌كند، در آميختگي زبان اديبانهبا زبان كوچه و بازار است. به دو بيت زير كه ملايم و اديبانه است بنگريم:

عشق اي همساية آوارگي             عشق اي سرماية بيچارگي

عشق اي زندان تاريك بلا                عشق اي زنجير پاي مبتلا

در اين دو بيت مي‌توان به روشني ديد كه بيان لطيف عاشقانه، روان است و از گويش عادي جدا نيست. شعر صنايع و بدايع عمده‌اي ندارد. اما كلامي گويا، رسا و دلنشين است. از همين حال و هواي اديبانه، شهريار پا به زبان كوچه و بازار مي‌گذارد:

راحت از بار غم دل كن مرا                        يا بكش يكباره يا ول كن مرا

گيج و گول و ابله و خل كرديم                    لات و لوت و آسمان جل كرديم

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



ويژگيهاي شعري شهريار
شهریار شناسی

حميد مصدق

 ساعت 4 صبح روز بيست‌وششم سال شصت‌وهفت شهريار شاعر بزرگ معاصر در تهران در بيمارستان مهر در سن هشتادوسه سالگي درگذشت. جاي آن داشت كه به اين مناسبت صفحاتي چند از مجله به بحث دربارة آثار او اختصاص مي‌يافت. زيرا دربارة شاعري چون شهريار نبايد شتابزده دست به قلم برد. بررسي و نقد آثار او مستلزم دقت و غور فراوان است اما اين نوشته به منزلة نقد و بررسي آثار او مي‌ماند براي وقت ديگر و فرصتي ديگر.

شهريار شاعري است كه عارف و عامي ياد او را گرامي مي‌دارند. كمتر شاعري از چنين موهبتي برخوردار بوده است كه در زمان حياتش به چنين شهرت و محبوبيتي رسيده باشد.

در شعر او چه رمز و رازي نهفته است كه اينگونه شعرش همه‌گير شده و هر گروه و طبقه در هر سن و سالي چنين باشوق  و ذوق شعر او را مي‌خوانند و به خاطر مي‌سپارند؟

هر چند كه دربارة شعر شهريار تاكنون بحث‌هاي فراوان شده است و مقالات زيادي به رشتة تحرير كشيده‌اند اما سخن اصلي دربارة هر شاعر زماني گفته مي‌شود كه آخرين برگ زندگاني او را باد خزاني مرگ با خود برده باشد. از اين رو بايد در انتظار آن باشيم كه به زودي نقدهاي عالمانه‌اي را دربارة آثار او از محققان و نكته‌سنجان سخن پارسي ببينيم و بخوانيم. اينك مي‌خواهيم در اين فرصت كوتاه نگرشي داشته باشيم دربارة اختصاصات شعري او...

اختصاصات شعري شهريار را مي‌توان بدينگونه برشمرد:

ـ شهريار شاعري غزل‌سراست بدون آنك هفقط غزل سروده باشد و بدون آنكه انواع ديگر اشعارش از ارزش كمتري برخوردار باشند. مهمترين ارزش غزل او در ايجاد ارتباط سخت عاطفي با خوانندگان شعر است.  سادگي، شيوة مخصوص او در غزل‌سرائي است و شاعر ساده‌گرايي را گاه تا آنجا مي‌رساند كه بعضي بيتهاي يك غزل او همطراز با ساير بيتهاي بلند شعرش نيستند، اما همين خود خصيصة ديگري از شعر او را آشكار مي‌سازد كه براي عرضة انديشه و احساس خود به زبان ساده از خطر كردن نمي‌هراسد و همين دل به دريا زدن و خطر كردن اوست كه او را در سرودن غزلهاي ساده و دل‌انگيز سرآمد همعصرانش مي‌سازد و غزلش را امتيازي خاص مي‌بخشد تا بدانجا كه مي‌گويد:

يار و همسر نگرفتم كه گرو بود سرم                              تو شدي مادر و ن با همه پيري پسرم

تو جگرگوشه هم از شير بريدي و هنوز                           من بيچاره همان عاشق خونين جگرم

... پدرت گوهر خود را به زر و سيم فروخت                       پدر عشق بسوزد كه درآمد پدرم

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



انتقادات و نظرات و دعوت به همکاری
نقد

شما میتوانید انتقادات و نظرات خود را در رابطه با سایت رسمی استاد شهریار در قسمت ( نظر شما چیست؟ ) اعلام بفرمایید بدیهی است که پیشنهادات نظرات و همچنین انتقادات شما در سایت اعمال خواهد شد و همچنین کسانی که مایل به همکاری با سایت شهریار میباشند نیز در قسمت  نظر شما چیست؟  اعلام نموده و یا با ایمیل مذکور در سایت با ما تماس بگیرند .

 سید یوسف سعیدی



نقش شهريار در تاريخ ادب ايران
شهریار شناسی 

نقش شهريار در تاريخ ادب ايران

مفتون امینی

هنگامي كه از ادبيات ميهني ما ياد مي‌شود گروهي شاعر به ترتيب اهميت: با آثار مخلدي كه از خود باقي گذاشته‌اند پيش نظر مجسم مي‌گردند. در حقيقت روح ادبيات كلاسيك ايران را شاهكارهاي منظوم فارسي تشكيل مي‌دهد و آثار نثري ممتاز ما صرفنظر از رسالات علمي و تاريخي و نظاير آنها يا اغلب به وسيلة شعرا و يا تحت تأثير ايده‌ها و تلفينات آنها نگارش يافته است. بنابراين بحث ادبي ما هميشه بر محور شعر و شاعري‌ست و ما ادبيات قومي و موجوديت ملي خود را مرهون شعراي نامدار خود مي‌باشيم. 

اجمالاُّ تاريخ ادب را مي‌توان به سه دوره تقسيم نمود: دورة قبل از حافظ و دورة بعد از او و دوره‌اي كه  از نيمة اول قرن چهاردهم آغاز گرديده و هم‌اكنون ادامه دارد. دورة قبل از حافظ مورد بحث و محل استفادة ما نيست و اما بعد از حافظ، فرد اكمل شعراي ما، همه مي‌دانيم كه ابتذال و انحطاط ادبي در ايران آغاز شد و سالها گذشت و زمانها سپري گشت و در آسمان سخن ستارة تابناكي ندرخشيد. در حقيقت عامل اين ركود كسي جز خود حافظ نبود، زيرا نفوذ معنوي و جذبة گفتار و حالت بيان او، هنر همة شخصيتهاي بعد از او را تخدير كرده و در تيزاب تقليد فرو برد و مذاب و مستهلك نمود.

شايد آنها كه مي‌گويند عشق و ايمان به هر ايده و هنري مانع تحقيق و دسترسي به هدفهاي دورتر است پر به خطا نرفته‌اند. باري در دنبال مقال اين سخن افزودني است كه در سرتاسر قرن نهم و دهم و نيمة اول قرن يازدهم سخنوري هنرمند و اصيل ظاهر نگشت و اين وضع به جا بود تا شاعر متفكر و مبتكر قرون اخير ميرزا صائب تبريزي پا به عرصة وجود ايجاد نهاد و آثار فراواني با مضامين بديع و رنگين عرضه داشت و مكتب گونه‌اي پديد آورد يا ترويج نمود كه همه بر خصوصيات و وجوه مشخصة آن واقفيم.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



سنبل در شوره‌زار
شهریار 

علي دشتي

... چند شب قبل در محفل بزرگي بوديم. «ايران جوان» سي و سومين جشن ساليانة خود را مي‌گرفت. در ضمن برنامة جشن، يكي از خوانندگان معروف تهران را نيز دعوت كرده بودند كه با صداي رسا و حنجرة قادر خود همة حضار را مسحور كرد ولي غزلي كه خواند به نظر من عجيب آمد. يك بيت آن به واسطة تكرار و فرط غرابت به يادم مانده است:

مژه سوزن رفو كن، نخ آن زتار مو كن

كه هنوز وصلة دل (يا پارة دل) دو سه بخيه كار دارد

حضار كه يك عده از نخبة اهالي تهران بودند دست زدند به طوري كه خوانندة محترم مجبور شد دوباره آن شعر را بخواند و دوباره حضار براي او دست زدند.

آيا در ميان مردمي كه شعر به اوج زيبائي خود رسيده است و هيچ ملتي به اين درجه از غناء ادبي نرسيده است، ملتي كه حافظ و سعدي و مولوي و فردوسي و نظامي و فرخي و خيام و مسعود سعد و عطار و ناصر خسرو و منوچهري و صدها شاعر درجه دوم و سوم آنها را دارد؛ ملتي كه در دورة انحطاط ادبي امثال مشتاق، هاتف، نشاط، فروغي پرورانده است و تمام طبقة متوسط جامعه دعوي شعر و ادب دارند و غالباُّ وقتي از خانمي كه دعوي ذوق و ادب دوستي مي‌كند مي‌پرسند كدام شاعر را بيشتر دوست مي‌داريد، حافظ را نشان مي‌دهد و آدم با نظر تمجيد به او نگاه مي‌كند كه زبان جادوگر اين سراينده را فهميده، وسعت فكر و نظر و ظرافت تخيل و استحكام لفظ او را تشخيص داده است در يك همچو جامعه آيا به نظر عجيب نمي‌آيد كه خوانندة ماهري اين شعر را انتخاب كند و حضار را هم منقلب كند؟ شما آن را بر چه حمل مي‌‌كنيد؟

 برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



اقتراح غزل شهريار
شهریار شناسی

اقتراح غزل شهريار

عارف قزويني

... ده يازده روز پيش، غزلي در نامة ناهيد به امضاي شهريار شيرازي(عارف گمان مي‌كرد شهريار شيرازي است ) خواندم كه هم حسن مطلع داشت، و هم به قدري خوب ساخته شده كه از خواندن آن كيف كردم. مطلع غزل اين بود:

دوش، آن زلف سيه ريخته ديدم بر دوش                خاطر آشفته‌ام امشب ز پريشاني دوش

و ناهيد آن را به مسابقه گذارده و نوشته بود: به تصديق گويندگان معاصر مانند عارف، بهار، كمالي و وحيد به هر كس كه بهتر آن را ساخت يك ديوان خواجه چاپ خلخالي داده مي‌شود.

من هر چه خيال كردم، ديدم اين غزل را هر كه بخواهد استقبال كند، مخصوصاُّ به واسطة حسن مطلع و دوش به دوش كردن زلف، بعد از كمري شدن و از پاي درآمدن، تازه مشت خود را باز كرده است. براي اينكه دو چيز را ممكن است در اينجا دوش به دوش كرد: اولي زلفي است كه شاعر بدان دست‌درازي كرده است، دومي سبوي باده است. اگر چه سومي هم كه لحاف باشد هست، اما از كثرت استعمال و دوش به دوش شدن به كلي از دست رفته و گسيخته شده و پنبه‌هاش هم بيرون ريخته است... در اين صورت نخواستم در اين كار (مسابقه) شركت كنم.

پس از چندي، ديدم در مسابقه يكي مطلع را اين قسم شروع كرده بود:

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



كنگره شاعران ايران در تبريز ( 1351 )
شهریار

كنگره بزرگ شعراي ايران از هفدهم تا نوزدهم آبان ماه در تبريز تشكيل مي‌شود. سرپرستي جلسات به عهده استاد محمدحسين شهريار است.

استاد شهريار به خبرنگار اطلاعات در تبريز گفته است: تشكيل جلسات متعدد كنگره براي احياي زبان و ادبيات فارسي و حفظ تداوم شعر امروز امري ضروري است من گرچه پير و شكسته شده‌ام ولي آماده‌ام آخرين رمقم را بكار بندم تا وظيفه ميزباني را خوب به انجام برسانم.

اطلاعات، چهارشنبه 11 مرداد ماه 1351، شماره 13864.

استاد شهريار: عده‌اي نخوانده ملا شده‌اند

خبرنگار ما از تبريز گزارش داد:

استاد محمدحسين شهريار ديشب ضمن يك سخنراني در سمينار زبان و ادبيات فارسي گفت:

ـ شعر در حقيقت جوهر احساس سرايندة آن است و از درون شاعر سرچشمه مي‌گيرد، بايد سعي شود كه جملات «شعر» درست باشد. كسي كه احساسات دروني او زياد باشد، مي‌تواند جمله‌بندي كند، و جمله‌بندي مظهر احساسات است.

جمله‌بندي اشعار بايد بسيار لطيف باشدومانند نردباني [است] كه بسيار پله دارد و شاعر روي يكي از پله‌ها[ي] آن ايستاده است.

استاد شهريار اضافه كرد: قاآني مي‌گويد: «بيت سعدي مثل ستاره مرا ميخكوب كرده است.» در دورة ما يك عده خواسته‌اند نخوانده «ملا» بشوند و شعر بگويند و مانند سعدي و حافظ شوند. بر فرض كه كسي توانست چند بيتي لطيف ارائه دهد، ولي اين دليل نمي‌شود كه گوينده اين چند بيت شاعر از آب دربيايد. شعر آزاد از نظر صورت تازگي ندارد. اين نوع اشعار را نبايد «شعر نو» گفت. البته اگر محتواي اين اشعار هم نو بود، مي‌توان آن را شعر نو گفت وگرنه شعر نو نيست. موسيقي ما هم همينطور است. براي آموختن و يادگيري موسيقي سي تا چهل سال وقت لازم است. شعر ما هم به همين كيفيت است. هر چيزي بايد زمان لازم از آن گذشته باشد تا به درجة كمال برسد. هر كسي كه اندكي زحمت بكشد، سعدي و حافظ نمي‌شود، ولي هر كس ذوق طبيعي داشته باشد، مي‌تواند آن را دنبال كرده و پرورش دهد، ولي زود هم نبايد متوقع باشد كه شاعري زبردست از آب درآيد.

اطلاعات، پنجشنبه 12 مرداد 1351 شماره 13865.

 برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



توصيه دكتر براهني به آقاي شهريار
شهریار

شنيدم و نيز در روزنامه‌ها خواندم كه شهريار به رياست كنگره‌اي به نام كنگرة شعر انتخاب شده و ضمن اطلاعيه‌اي از شاعران معاصر درخواست كرده است كه بر وي منّت بگذارند و در فصل پائيز براي شركت در اين كنگره به تبريز بروند. قدم اين شاعران بر روي چشم شاعر آذربايجاني خواهد بود.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



آقاي براهني!قلم رابا ساطوراشتباه گرفته‌ايد
شهریار

مخالفت با شهريار مخالفت با مردم است

صادق الف

آقاي دكتر براهني، قلم تيز را براي مظلوم‌كشي به تو نداده‌اند، چرا از پشت به همشهري پيرت خنجر مي‌زني؟ قلم تيز را به تو نداده‌اند كه در دست بچرخاني و هر جا كه نرم‌تر است فرود آوري. دكتر جان، قلم را با ساطوره اشتباه گرفته‌اي.

تو مدعي هستي كه شهريار تنها چند غزل ساخته است كه براي دنيا و آخرتش كفايت مي‌كند، هذيان دل و اي واي مادرم و حيدربابا را شعر نمي‌داني!؟

كي به شما اجازه داده است كه شهريار را مرده اعلام كنيد؟ شهريار كه سالها در آب و هواي شعر معاصر زيسته است و به گردن انبوهي از شاعران امروز حق دارد، شهرياري كه صفا و صميميت و خلوص نيتش را در هيچ يك از شاعراني كه تو علم‌شان كرده‌اي سراغ نمي‌توان گرفت،  شهرياري كه سال‌ها براي مردم سرود و هنوز كه هنوز است صداي رساي او از همه سوي فضا مي‌آيد كه: «فرهنگ ما براي جهالت فزودن است»...

اولاُّ آنطور كه ادعا مي‌كني هنوز هم كه هنوز است عهد شهريار نگذشته است. اگر فكر مي‌كني او صرفاُّ يك غزل‌سراست و ديگر روح از قالب اين قالب پريده است و غزل ساختن نشان عجز و عقب‌ماندگي است، چرا با منوچهرخان آتشي درنمي‌افتي كه در چند شماره‌ي تماشا همين چندي پيش كوشيد تا نشان دهد هنوز عهد غزل سر نيامده و شاعران طراز اول معاصر هم عقيده‌ي او را تائيد كردند. لابدي چون مي‌داني شهريار آن قدر مناعت طبع دارد كه حرفهايت را بي‌پاسخ گذارد و ديگران ندارند. شاعري درست، و نقد درست، اما به كسي مثل شهريار كه هنوز بيشتر شعرخوانها دوستش دارند و احترامش مي‌گذاردند، چرا بي‌احترامي مي‌كني؟

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید


«شهريار» رئيس شايسته كنگره شعر است
شهریار

ابراهيم صهبا

اين دفعه لبة تيز انتقاد دكتر براهني متوجه استاد محمدحسين شهريار هم ولايتي محترم ايشان ودوست عزيز بنده شده است.

هيچكس منكر قلم و استعداد دكتر براهني در زمينهً انتقاد نيست ولي در اين مرد برخلاف انتظار، ايشان ديگر تندي را از حد گذرانيد بودند.

به عقيده من استاد شهريار به دلائل زير واجد كمال صلاحيت براي رياست كنگرة شعر تبريز مي‌باشد:

1ـ سوايق طولاني ادبي كه ملازم با پيش‌كسوتي ايشان مي‌باشد.

2ـ سرودن اشعار شيوا در هر زمينه از غزل، قطعه، قصيده، طنز، شعر نو.

3ـ رعايت ميزباني ايشان در شهر تبريز بلكه در تمام خطة آذربايجان .

4ـ مراعات سن و سال و شيخوخيت استاد شهريار.

5ـ محبوبيت زيادي كه اشعار شهريار نه تنها در تبريز و آذربايجان بلكه در تمام ايران دارد.

براي اثبات محبوبيت ايشان خاطره‌اي كه از مسافرت اخير تبريز خود دارم نقل مي‌كنم:

من چندي پيش به علت تكشيل كنگره لاينز به تبريز رفتم كه از حسن تصادف «استاد شهريار» را هم به همان كنگره دعوت كرده بودند. وقتي نوبت سخن به «اميرحسين پاشا بهادري» رئيس باشگاه صائب لاينز تبريز رسيد او در ضمن سخنراني خود گفت: هر شهري براي خود افتخارات مخصوصي دارد و افتخار شهر ما نيز همچنين «استاد محمدحسين شهريار» مي‌باشد كه غريو تحسين سالن كنگره را فرا گرفت. حضار از شهريار خواهش كردند چند قطعه از اشعار خود را بخواند. من همانطوريكه در همان روزها در مجلة اطلاعات هفتگي اين موضع را نوشتم، تاكنون نديده‌ام در هيچ مجلسي براي هيچ شاعري اين اندازه ابراز احساسات كرده باشند.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



وحيد و شهريار
شهریار

استاد وحيد دستگردي يكي از دوستان صميمي پدر من مرحوم نظام همايون (سرهنگ) بود و هميشه تا آنجا كه به ياد دارم و در خاطراتي كه نوشته‌اند همه جا يادآري دوستان يكدل و صميمي خود منجمله وحيد دستگردي به چشم مي‌خورد.

ناگزير مقدمتاُّ بايد متذكر شوم همسر من آقاي دكتر علوي در آذربايجان استاد دانشگاه بود و من هم در اداره آموزش و پرورش آنجا رياست مدرسه فرخي را به عهده داشتم و مدت چهار سال در آن منطقه زندگي مي‌كردم (از سال 1329 تا 1333) طبعاُّ دوستان زيادي در آنجا براي خود كسب كرده بوديم؛ در تابستان سال 1346 براي ديدن دوستان خود سفري به آذربايجان كرديم.

در اين سفر شنيدم استاد شهريار در تبريز مي‌باشد. به اتفاق همسرم منزلش را جستجو كرديم و اجازه خواستيم كه استاد را ملاقات كنيم خانمي كه درب را به روي ما باز كرد اظهار داشت كه استاد گوشه‌نشيني اختيار كرده و كسي را نمي‌پذيرد.

پافشاري نمودم و گفتم به استاد بگوئيد من از راه بسيار دوري آمده‌ام و مايلم شما را زيارت كنم و البته به من اجازه خواهند داد.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



نامه نیما یوشیج به استاد شهریار/ ترجمه ترکی
نامه های شهریار

نامه ی نیما یوشیج به استاد شهریار/ ترجمه ترکی

 ترجمه ترکی:علیرضا ذیحق

 استاد شهريارا مكتوب

 عزيز شهريار!

سيزين آدينيزا قوشدوغوم پوئه ماني يوللاييرام. بو پوئه مانين ديلي، منيم اؤزديليم دير و اؤز ايشلريمين خصوصيت لري ايله كي اونون بديعي سيرلاري هله ليك منيم اؤزومه بللي دير. اگر عؤمور اولورسا و يازماقا ماجال، فورم جهتيندن او شكيل ده يازمالي يام.

مكتوبا آلديغيم بو سؤزلر، شعرلرين اؤزوندن بوسبوتون آيدين ديرواونلاردا بير خطا وارسادا، گناهيني من سهل دير يئددي آرخامدان دؤنه نه جان بويونا چكيريك و او عبارتدير كلمه لرين ائله بير تهر ايشلن مه سيندن كي اونلاردان چوخ دوزگون و دقت لي بير معنا دوغرولابيلسين. همده اونلار ساتيني آلينميش بير قول كيمي دئييل لر كي تانينميش ديل قاعده لرينه چوخ دا بويون أيسين لر.

دئمك اولار بو اؤزه ل ليك كي منيم شعرلريمده گؤرونور ديل قاعده لريني كاميل لشديرير و نتيجه ده ديل ده انكشاف تاپير. بير انكشاف كي مضمون دا، كلمه لرين آخيجي ليق و يوماشاق ليقيندا و گوجلو دانيشيق طرزينده اؤزونو گؤسترير.

باشقا بير زاد كي بو شعرلرده وار، يئني بير ايش قيليغي دير كي بيزيم ادبياتيميزدا ايندي يه قدر سابقه سي يوخ ايدي. كيمسه بو خصوصدا دانيشماييب و اودا شعري آياق لاشديرماق دير ائله دقيق موسيقي ايله كي طبيعتي بيان ائتمك ده، معجزه كيمي بير رُل اوينايير. ايسته ر كي بو شعرلر آزاد وزن ده دئييله و يا كلاسيك شكيل لرده. سيزين دوستونوزون بو ايش طرزينه چوخلي اينام و باغلي ليقي وار و ناماز قيلان بير مؤمن كيمي، اونون اؤنونده ديزه چؤكور. گؤزله نيلمز بير باهارين و يئني جه آچميش بير گولون باشينا دؤنور. اونون چوخلي حقيقي و دوزگون شعرلري كي جماعتين آنلامينا خاطير، اؤز سويه سيني آشاغي ائنديرمه ييب، بئله نكي اوصول لاردان آسيلي دير.

بونلاردان باشقا بير آيري ايش ده گؤرموشم. سيز دئميشكن بو ايش، شهادته يئتيرمك كيمي بير زاد دير. بو ساياق شعرلرله، شاعير اوزون بير مقصد داليجادير و نئچه گونلوك اؤتري شهرت و آدليم ليقا آلدانمير. بو ايشه شهادت دئمك دير و منده بونا اَمينَم. نييه كي بوجور شعر دئمك چوخلي زحمت و واخت آپارير.

نئچه يول لار اؤز دوستلاريما دئميشم كي آدام بو شعرلري دئيه نده و مصراع لارين حاليني طبيعي بير نظم تاپماق اوچون گؤزه تله ينده، يورولوب و بئزيشير.

آمما بونلارين هئچ بيري سيزين بؤيوك درگاهينيزدا بير شئي دئييل و هئچ بير چتينليك ساييلماز.

حتماً اگر بيرگون سئوديگيم صاباح گلمه لي اولسا، گونش ده اولاجاق. او گونش كي اونسوز هر بيرزاد بوياسيزدير، اوره ك دير. سن آختاران شئي ايسه اوره‌ك دئمك دير. اگر اونو بو جيزما قارالار ايچره تاپابيلسن، و اگر من ائده بيله م دوزلوك و صميميت دن بير نشان گؤسترميش اولام، گؤردوگوم ايش لره هئچ يانيلماميشام.

يازديقيم بو نئچه سطير، پوئه ما ايله بيرليكده منيم اوره ك صافليغيمدان چاغلانان بير يادگاردير. پوئه ماني حيات يولداشيم تايپ ائديب و بو نئچه سطيري، اؤز أليم له يازيرام. اومودكي قالسين اوگونه كي، بيز او گونو تانيميريق. گؤره سن او بيز اولمايان گونده، بيزيم نيسگيل لريميزه آرتيب مي يا آزاليب؟ اومودكي بو قابيل سيز تحفه ني، ياشيل ياپراق ساناسيز بير درويش دن كي بؤيوك شهريارا اتحاف ائدير.

بو پوئه منيم ايش اؤرنه گيم يوخ، بلكه بير اؤرنك دير منيم صفامدان.(1)

سيزين يولداشي‌نیز "نيما يوشيج"

تهران ـ1323/4/27

 (1)ـ بو پوئه‌ما "منظومه به شهريار" آديندادير كي نيما يوشيجين1370 ـ نجي ايلده سيروس طاهبازين همتي ايله "نگاه" ياييني طره فيندن چاپ اولان كلياتيندا،310 ـ نجي صحيفه دن باشلاياراق325 ـ نجي صحيفه يه جان ادامه تاپير و آلتينداكي تاريخ، 1322 ـ نجي ايله عايددير. (مترجم)  خوي ـ1373



یالان دونیا
اشعار آذری

سنین بهرن یئین کیمدیر؟

کیمینکی سن؟ ییه­ن کیمدیر؟

سنه دوغرو دئین کیمدیر؟

یالان دونیا، یالان دونیا!

 

سنی فرزانه لر آتدی

قاپیب، دیوانه لر توتدی

کیمی آلدی، کیمی ساتدی

ساتان دونیا، آلان دونیا

 

آتی ازل داغا سالدیق

یورولدوقجا دالی قالدیق

آتی ساتدیق، اولاغ آلدیق

یهر اولدی پالان دونیا

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



علی ای همای رحمت با ترجمه آذری و استانبولی
اشعار عرفانی

آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند: شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .
حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران ايراني را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران ايراني آمدند. فرمودند : شهریار ما کجاست؟! شهریار آمد . حضرت خطاب به شهریار فرمودند : شعرت را بخوان ! شهریار این شعر را خواند :

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



زندگی'شهريار ' از زبان خودش
شهریار شناسی  ضبط گفتگو و بازنويسي : عليرضا ذيحق

مقدمه :

سال 1363 است .  29  فروردين . جشني در تالار وحدت دانشگاه تبريز برپاست كه چنين شكوهي را کم می شود شاهد بود. داخل تالار ، لبريز ازمردم است و بيرون تالار نيز ، ازخيابانهاي دانشگاه گرفته تا ورودي تالار ، سرشار از ازدحام وهياهو .  همه چشم انتظار مردي هستند كه شخصيت او به شكلي براي مردم ، حالت اسطوره اي دارد . همهمه ها اوج مي گيرد و همه سرك مي كشند كه محبوب ترين شاعر مردمي آذربايجان را از نزديك ببينند .  مراسم بزرگداشت پير شعر وعرفان " شهريار" است و همه دوست دارند كه در مكتب استاد باشند و اما مشكل فضا ، مردم را دچار اضطراب و هيجان ساخته است . طوري كه هجوم مردم باعث شكسته شدن اكثر شيشه هاي درب ورودي تالارمي شود .درميان آن همه شلوغي و استقبال ، آن وجود نازنين آمد و با همه ي ناتواني جسم اش، در آستانه ي هشتاد سالگي عين يك كوه بلند گذركرد و من ماندم و دنيايي خاطره و تپشي كه قلب ام داشت . بيرون تالار سرپا همه گوش بودم كه يكي دست روشانه ام گذاشت . رفيق بود و از ياران روزنامه ي كيهان كه بعدها تقدير آن شد كه ماهها در صفحات ادب و هنر كيهان دوشادوش هم باشيم . خبرنگار كيهان بود و آمده بود براي ديدار معبود و تهيه ي گزارش .  مي گفت :« زمزمه هاي شهريار ، ورد زبان پير و جوان است و در هيچ شهر و روستايي كمترمي تواني يكي را پيداكني كه آوازه ي شهر يار به گوشش نرسيده باشد. همين چندي پيش بود كه خود شاهد بودم چه صادقانه ،چك اهدائي رياست جمهوري را براي جبهه ها پشت نويسي كرد و توضيح داد " نصف حقوق باز نشستگي خود را ماهيانه به جبهه ها تقديم مي كنم " .» او مرا باخود به تالار برد و همچنين قرارشد كه امشب راهم باحضور شاعراني چون " سپيده كاشاني " ، " مهرداد اوستا " ، " حميد سبز واري " و چند تن ديگر در منزل استاد شهريار با شيم .

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



گئتمه ترسا بالاسی ( بهمراه الفبای لاتین Getmə t
اشعار آذری 

 اذن وئر توي گئجه سي من ده سنه دايه گليم

ال قاتاندا سنه مشاطه ، تماشايه گليم

سن بو مهتاب گئجه سي سئيره چيخان بير سرو اول

اذن وئر ، من ده دالينجا سورونوب سايه گليم

منه ده باخدين او شهلا گوزونله ، من قارا گون

جرئتيم اولمادي بير كلمه تمنايه گليم

من جهنم ده ده باش ياسديقا قويسام سنيله

هئچ آييلمام كي دوروب جنت مآوايه گليم

ننه قارنيندادا سنله آكيز اولسيديم اگر

ايسته مزديم دوغولوب بيرده بو دونيايه گليم

سن ياتيب جنتي رؤياده گؤرنده گئجه لر

من ده جنتده قوش اوللام ، كي او رؤيايه گليم

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



بزرگداشت استاد شهریار و روز شعر و ادب ( 2 )
شهریار 

اگر «حیدربابا» نبود...

رقیه ندیری

دست‏هایت را دور «حیدربابا» قلاب می‏کنی؛ تا سنگ‏ها و چشمه‏ها و گل‏هایش در تو حلول کنند. «حیدربابا» تو را شاعر می‏کند و تو او را به جاودانگی آشیل می‏رسانی. در آن پلک می‏زنی، تصویر می‏آید؛ تصویر پیرهنی از ابر، باران، صدای مؤذن، پنجه‏های حنابسته دخترکان و... این همه، گذشته توست. زادگاهت، حیدرباباست؛ در آن دویده‏ای، خندیده‏ای، گریسته‏ای و صدای ساز عاشق‏ها را سر کشیده‏ای.

حیدربابا تو را شاعر روستا کرده است و تو همه شاعرانگی‏ات را در آن قاب گرفته‏ای.

اگر حیدربابا نبود، تو در تاریخ گم می‏شدی و زمان، عاشقانه‏هایت را به فراموشی می‏سپرد.

اگر حیدربابا نبود، به اوج نمی‏رسیدی و احساس ترد آذری‏ات، این سان زلال و شفاف نمی‏جوشید.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



بزرگداشت استاد شهریار و روز شعر و ادب ( 1 )
شهریار 

روح نامیرای عاشق

سید علی اصغر موسوی

ناله پیچیده بغضیم در نای گلو                    دامن آهی گرفتیم و به کیوان آمدیم

شمع سردابیم و در سوز و گداز اشک و آه       پله بند از دود خود، یک شب، در ایوان آمدیم

نغمه‏پردازی بود که عشق، انتخابش کرد!

و او با تمام داشته‏های گران بهایش، تهی دست زیست!

انگار آشنایی جز عشق ندارد! سوخت و ساخت!

مثل بغضی سنگین، در بارشِ اشک‏ها، تمام شکست‏ها را تجربه کرد!

غزل‏هایش، تصویر خاکستری غم و چکامه‏هایش، آهِ ممتد دلی بودند که عمری با دلدادگی زیست! پروانه بود و شمع زیست! شمع! با غریبانه‏هایی که به وسعتِ تمام تنهایی‏ها بود و بدون واهمه از سحر و شعرِ واپسینِ سفر! دل به شبانگاهان گیسوی عشق سپرد:

به زلف یار هم، بر می‏خورد! گر غیر از این باشی        که من صدبار، با این نکته باریک، برخوردم!

از «عشق» تا «اراده»، از «طلب» تا «مقصود»، جذبه دلدادگی را، داغ غربت را، حتی زخم سکوت را به فریاد شعر سپرد و از پرتوِ «یک نگاه»، به کهکشانی از شهود رسید!

آیینه‏های حقیری که قامتش را جدّی نمی‏گرفتند، محو «خلعت» آسمانی‏اش شدند که بافه‏ای از حریر معرفت بود.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



به بهانه سالروز درگذشت استاد شهريار
شهریار

شاعر شور و مستي

ليلا سبزه علي

استاد سيد محمد حسين بهجت تبريزي، شاعر پرآوازه معاصر ايران است كه در شعر خود به «شهريار» تخلص مي كرده و با چيرگي تمام به زبانهاي «فارسي» و «تركي» شعر مي سروده است. نفوذ معنوي كلام شيرين اين شاعر از يك سو در همه جاي سرزمين پهناور ايران بر سراچه دل كوچك و بزرگ، زن و مرد، پير و جوان نشسته و هر ايراني غزلي،  قطعه اي و يا لااقل بيتي از «شهريار» بر لوح خاطر خويش سپرده است و از سوي ديگر آوازه شهرت اين عاشق دلسوخته از فراسوي مرزهاي ايران به سرزمين هاي ديگر و بويژه كشورهاي ترك زبان رسيده و سخنان دلنشينش روشني بخش دل شيفتگان گشته و هر ترك زباني كه منظومه حيدرباباي او را شنيده منقلب گشته و بر روح لطيف و دل باصفا و هنري همتاي او آفرين گفته است.
شهريار كيست؟
نام او سيدمحمدحسين بهجت تبريزي است. در اوايل شعري «بهجت» تخلص مي كرد و بعداً دو بار با فال حافظ تخلص خواست كه دو بيت زير شاهد از ديوان حافظ آمد و خواجه تخلص او را «شهريار» تعيين كرد:
«چرخ سكه دولت به نام شهرياران زد
روم به شهر خود و شهريار خود باشم»
و شاعر ما «بهجت» را به «شهريار» تبديل كرد و به همان نام معروف شد.
وي فرزند يكي از وكلاي درجه اول تبريز و اهل علم و ادب آذربايجان به نام حاج ميرآقا خشكنابي در شهريور ماه
۱۲۸۳ شمسي (به روايتي ۱۲۸۵ شمسي) در تبريز ديده به جهان گشود.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید




درگذشت استاد شهریار(روح نامیرای عاشق)
شهریار  درگذشت استاد شهریار(روح نامیرای عاشق(

سید علی‏اصغر موسوی

شهریارا بی‏حبیب خود نمی‏کردی سفر

این سفر راه قیامت می‏روی؛ تنها چرا؟!

سکوت، معراج شاعر است؛ از خاک به افلاک، از افلاک تا جوار حضرت دوست «جلّ جلاله».

با سکوت شاعر، این بار، دیگر شعر است که بر زبانِ زمان جاری می‏شود و با ضمیر ناخودآگاهِ شاعر شروع به گفتن می‏کند:

کیست این پنهان مرا در جان و تن            کز زبانِ من همی گوید سخن

مرگ شاعر، آغازی دوباره است؛ آغاز در طول زمان! آغازی به وسعت آینده!... و اینک، سوگ شاعری که هنوز نغمه‏های سه تارش، گیسوان سپید «حیدر بابا» را به رقص وا می‏دارد! بگذار دخترکان سرخ پوش تابستان، سیاه پوش مرثیه‏های سوگ تو باشند، ای رفته تا آن سوی آبی‏ها!

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



نازایله میسن ( بهمراه الفبای لاتین Naz eyləmisən )
اشعار آذری 

چوخلار اینجیکدی کی، سن اونلارا نازایله میسن

من ده اینجیک کی، منیم نازیمی آز ایله میسن

ائتمیسن نازی بو ویرانه کونولده سلطان

ائوین آباداولا ، درویشه نیاز ایله میسن

هر باخیشدا چالیبان کیپریگی مضراب کیمی

بیر قولاق وئر، بوسینیق قلبی نه ساز ایله میسن؟

باشدان آچ یایلیغی ، افشان ائله سوسن - سنبل

سن بیزیم بایراممیزسان قیشی یاز ایله میسن

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید



گفت‌وگو با شرارة خشكنابي ، برادرزادة استاد
شهریار 

گفت‌وگو با شرارة خشكنابي ، برادرزادة استاد شهريار

آخرين روزهاي شهريار در بيمارستان مهر

اشاره:

خانم شرارة خشكنابي دختر برادر استاد شهريار است كه در اكثر روزهاي پاياني عمر استاد شهريار در بيمارستان مهر تهران حضوري مستمر داشته است. اگرچه به گفتة خودش پيش از آن نيز وي بارها و بارها براي ديدار عموي خود ـ اين شاعر بزرگ و پرآوازة كشورمان ـ عازم تبريز مي‌شده است و در كنار استاد به سر مي‌برده است، اما نقل خاطرات او از آخرين روزهاي عمر پرثمر استاد شهريار شنيدني و خواندني است و او در گفت‌وگويي كوتاه به بخشي از تصاوير و رفتارهاي استاد شهريار در روزهاي پاياني عمر اشاراتي كرده است.

*خانم خشكنابي، لطفاً بفرماييد كه زمان بستري شدن استاد در بيمارستان مهر تهران،‌شما چند سال داشتيد؟

ـ من آن روزها 20 سال داشتم و مشغول تحصيل و آماده شدن براي شركت در كنكور سراسري سال 67 بودم.

*شما چه زمان‌هايي اجازه داشتيد در كنار تخت استاد در بيمارستان ملاقات داشته باشيد؟

ـ معمولاً هر روز عصر در وقت ملاقات بيماران؛ ولي پرسنل بيمارستان مهر به ما محبت ويژه‌اي داشتند و گاهي تا ساعت 8 الي 9 شب نزد استاد مي‌مانديم.

برای مشاهده متن کامل بر روی (( ادامه متن )) کلیک کنید




مجموع خبرها 86 (3 صفحه | درهر صفحه 30)

جستجو



جستجو در وب جستجوي سايت


سایت شهریار


خوشامد گویی
پيوستن kolahdooz را به جمع اعضا سايت شهریار تبريک مي گوييم

نظرسنجی
از کدام استان بیننده سایت شهریار هستید ؟

آذربایجان شرقی
آذربایجان غربی ،اردبیل
شیراز ، اصفهان ، یزد ، کاشان
تهران ، مشهد
گیلان ، مازندارن ، گلستان
قزوین ، زنجان ، قم ، سمنان
رشت ، زاهدان
اهواز ، استان های جنوبی
کهگیلویه و بویراحمد ، ایلام
هرمزگان ، کردستان
کرمان ، اراک
سایر استانها ....



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 244
نظرات : 0


ورود به سیستم
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .


مطالب قبلی
یکشنبه، 3 شهریور، 1387
· دفاع از سایت شهریار
چهارشنبه، 30 مرداد، 1387
· تشريفات قبول
· سيري در جهان شعر و تخيل و تفكر استاد شهريار
· شهريار غزلسراي شهير معاصر
سه شنبه، 29 مرداد، 1387
· منظومة هذيان دل شهريار
دوشنبه، 7 مرداد، 1387
· از بيمارستان «مهر» تهران تا «مقبره‌الشعرا»
· شبي شورانگيز با شهريار
· سعادت ديدار با شهريار پاكباخته
· نامه شهریار به شراگيم يوشيج (فرزند نیما)
· بنفشة محجوب و ني محزون
شنبه، 29 تیر، 1387
· نكته‌اي دربارة گرفتاري يك شاعر
· مقدمه کتاب "کلیات ترکی استاد شهریار" به زبان
جمعه، 28 تیر، 1387
· زبان مادري شيرين است، اما تعصب نبايد داشت
· كدام اثر خود را بيشتر دوست دارند؟
سه شنبه، 18 تیر، 1387
· من دانم و شهریار داند چیست
یکشنبه، 16 تیر، 1387
· کمال با شهريار چه کرد
شنبه، 15 تیر، 1387
· خان ننه (مادر بزرگ (
· تصویرپردازی در شعر شهریار
· شهریار و روح توحیدی شعر پارسی
جمعه، 14 تیر، 1387
· ناله ناکامی
· شعر سه تار من و تاریم منیم( ترجمه ترکی )
دوشنبه، 10 تیر، 1387
· آخرین خاطره ی بهجت آباد
جمعه، 7 تیر، 1387
· نامه یک نویسنده بزرگ
· شهریار در آینه سخنوران و بزرگان
· افسانه شب
چهارشنبه، 5 تیر، 1387
· ملاقات استاد شهریار با حبیب سماعی
· بهجت آباد خاطره سی
· شعر "توركون ديلي" همراه با الفبای لاتین
· Hail to Haydar-Baba
شنبه، 25 خرداد، 1387
· ناز ایله میسن!
· حیدر بابای شهریار
جمعه، 24 خرداد، 1387
· شعر شورانگيز شهريار
· تاملی در مباحث عرفانی در شعر شهریار
· مختصري از زندگي استاد شهريار به انگليسي
شنبه، 18 خرداد، 1387
· سريال شهريار از نگاه كارشناسان ( بخش دوم )
دوشنبه، 13 خرداد، 1387
· سريال شهريار از نگاه كارشناسان ( بخش اول )
· مقدمه استاد شهریار برای جلد اول مکتب شهریار
· مقدمه استاد برای چاپ دوم دیوان اشعار
· مقدمه شهریاربرای جلد سوم مکتب شهریار بسال35
· شرح غزل "بوی پیراهن" شهریار
پنجشنبه، 9 خرداد، 1387
· مومیایی
· وداع شاعر با معشوقه
سه شنبه، 7 خرداد، 1387
· در جستجوي پدر
چهارشنبه، 1 خرداد، 1387
· غزل ((غزال و غزل)) شهریار بهمراه ترجمه ترکی
· شهریار در اشعار دیگر شعرا
یکشنبه، 29 اردیبهشت، 1387
· زندگانی شهریار از زبان فرزندش شهرزاد
· خاطره اى از اخوان ثالث با شهریار
· يادى از ديدار نيما و شهريار
یکشنبه، 22 اردیبهشت، 1387
· ای وای مادرم
· بـیو گـرافـی استاد شهـریار


لینک به سایت
لینک به سایت
شهریار

برای دریافت کد لینک ما برروی لوگو کلیک کنید!


مشاهده تمام
لینکهای دوستان


دوستان

hogo


IranNuke Premium





مقالات اخیر سایت
تعداد شاخه ها: 11 عدد
تعداد مقالات: 48 عدد 1:  2: خيال و حقيقت (دكتر مهدي روشن ضمير ) 
[دفعات مشاهده : 319 بار]
 3: شهريار «نابغة شعر»  
[دفعات مشاهده : 554 بار]
 4: مکتب های ا د بي ( 2 )  
[دفعات مشاهده : 380 بار]
 5: مکتب های ا د بي ( 1 ) 
[دفعات مشاهده : 443 بار]
 6: هنر شهریار ( قسمت چهارم ) 
[دفعات مشاهده : 402 بار]
 7: هنر شهریار ( قسمت سوم ) 
[دفعات مشاهده : 432 بار]
 8: هنر شهریار ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 414 بار]
 9: غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت دوم 
[دفعات مشاهده : 528 بار]
 10: غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا ( مصاحبه ) قسمت اول 
[دفعات مشاهده : 653 بار]
 11: ديدار با شهريار ( شعر صاعقه است! )  
[دفعات مشاهده : 504 بار]
 12: روح واژه‏ها روز شعر و ادب فارسی 
[دفعات مشاهده : 562 بار]
 13: هنر شهريار ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 613 بار]
 14: سبك و شيوه سخن استاد شهريار  
[دفعات مشاهده : 711 بار]
 15: آشنایی با مقبره الشعرای تبریز 
[دفعات مشاهده : 696 بار]
 16: شاعر شور و مستی 
[دفعات مشاهده : 516 بار]
 17: محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 665 بار]
 18: محمدحسين شهريارو تجدد شعر ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 742 بار]
 19: گذري و نظري در كردستان و آذربايجان 
[دفعات مشاهده : 491 بار]
 20: ويژگي‌هاي هنري شهريار 
[دفعات مشاهده : 681 بار]
 21: ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت دوم" ) 
[دفعات مشاهده : 706 بار]
 22: ديداري با شهريار... ( مصاحبه با استاد شهریار "قسمت اول" ) 
[دفعات مشاهده : 702 بار]
 23: شهریار در یک نگاه 
[دفعات مشاهده : 712 بار]
 24: غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار 
[دفعات مشاهده : 727 بار]
 25: استاد شهریار شاعر اهل بیت 
[دفعات مشاهده : 766 بار]
 26: عناصر ادبيات شفاهي آذربايجان در ديوان تركي استاد شهريار 
[دفعات مشاهده : 774 بار]
 27: بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 1078 بار]
 28: بررسی زندگی و اشعار و شیوه سخن استاد شهریار از نگاهی دیگر ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 1089 بار]
 29: حنجره دردمند خشکناب 
[دفعات مشاهده : 570 بار]
 30: ماجراي عشق شهريار از زبان شاگردش 
[دفعات مشاهده : 864 بار]
 31: پان ترکیسم و شهریار 
[دفعات مشاهده : 791 بار]
 32: زندگينامه شهريار ( قسمت دوم ) 
[دفعات مشاهده : 1249 بار]
 33: زندگينامه شهريار ( قسمت اول ) 
[دفعات مشاهده : 1231 بار]
 34: نگاهی به زوایای شعری شهریار 
[دفعات مشاهده : 875 بار]
 35: يادي از شهريار شعر ايران 
[دفعات مشاهده : 1071 بار]
 36: بررسی ( حیدربابا ) معروفترين اثر شهريار 
[دفعات مشاهده : 735 بار]
 37: علي (ع) در شعر استاد شهريار 
[دفعات مشاهده : 1290 بار]
 38: ویژگی سخن استاد شهریار 
[دفعات مشاهده : 936 بار]
 39: منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " با الفبای لاتین 
[دفعات مشاهده : 619 بار]
 40: ترجمه منظومه دوم "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " به زبان استانبولی 
[دفعات مشاهده : 567 بار]
 41: منظومه دوم حیدربابا "حيدربابا گلديم سنى يوخليام " 
[دفعات مشاهده : 724 بار]
 42: ترجمه فارسی منظومه " حیدربابا یا سلام " 
[دفعات مشاهده : 793 بار]
 43: ترجمه حیدربابا یا سلام به زبان استانبولی 
[دفعات مشاهده : 752 بار]
 44: ترجمه منظومه " حیدر بابا " به زبان انگلیسی 
[دفعات مشاهده : 895 بار]
 45: " حیدر بابا یا سلام " 
[دفعات مشاهده : 1003 بار]
 46: HEYDER BABA’YA SELÂM ( با الفبای لاتین ) 
[دفعات مشاهده : 582 بار]
 47: عشقی با شهریار 
[دفعات مشاهده : 921 بار]
 48: شهریار شناسی 
[دفعات مشاهده : 1225 بار]


آرشیو مطالب قبلي
Sunday, August 24
دفاع از سایت شهریار
Wednesday, August 20
تشريفات قبول
سيري در جهان شعر و تخيل و تفكر استاد شهريار
شهريار غزلسراي شهير معاصر
Tuesday, August 19
منظومة هذيان دل شهريار
Monday, July 28
از بيمارستان «مهر» تهران تا «مقبره‌الشعرا»
شبي شورانگيز با شهريار
سعادت ديدار با شهريار پاكباخته
نامه شهریار به شراگيم يوشيج (فرزند نیما)
بنفشة محجوب و ني محزون
Saturday, July 19
نكته‌اي دربارة گرفتاري يك شاعر
مقدمه کتاب "کلیات ترکی استاد شهریار" به زبان
Friday, July 18
زبان مادري شيرين است، اما تعصب نبايد داشت
كدام اثر خود را بيشتر دوست دارند؟
Tuesday, July 08
من دانم و شهریار داند چیست
Sunday, July 06
کمال با شهريار چه کرد
Saturday, July 05
خان ننه (مادر بزرگ (
تصویرپردازی در شعر شهریار
شهریار و روح توحیدی شعر پارسی
Friday, July 04
ناله ناکامی
شعر سه تار من و تاریم منیم( ترجمه ترکی )
Monday, June 30
آخرین خاطره ی بهجت آباد
Friday, June 27
نامه یک نویسنده بزرگ
شهریار در آینه سخنوران و بزرگان
افسانه شب
Wednesday, June 25
ملاقات استاد شهریار با حبیب سماعی
بهجت آباد خاطره سی
شعر "توركون ديلي" همراه با الفبای لاتین
Hail to Haydar-Baba
Saturday, June 14
ناز ایله میسن!
حیدر بابای شهریار
Friday, June 13
شعر شورانگيز شهريار
تاملی در مباحث عرفانی در شعر شهریار
مختصري از زندگي استاد شهريار به انگليسي
Saturday, June 07
سريال شهريار از نگاه كارشناسان ( بخش دوم )
Monday, June 02
سريال شهريار از نگاه كارشناسان ( بخش اول )
مقدمه استاد شهریار برای جلد اول مکتب شهریار
مقدمه استاد برای چاپ دوم دیوان اشعار
مقدمه شهریاربرای جلد سوم مکتب شهریار بسال35
شرح غزل "بوی پیراهن" شهریار
Thursday, May 29
مومیایی
وداع شاعر با معشوقه
Tuesday, May 27
در جستجوي پدر
Wednesday, May 21
غزل ((غزال و غزل)) شهریار بهمراه ترجمه ترکی
شهریار در اشعار دیگر شعرا
Sunday, May 18
زندگانی شهریار از زبان فرزندش شهرزاد
خاطره اى از اخوان ثالث با شهریار
يادى از ديدار نيما و شهريار
Sunday, May 11
ای وای مادرم
بـیو گـرافـی استاد شهـریار

مطالب قدیمی تر

ثبت نام سریع
نام کاربر

E-Mail

تایپ دوباره E-Mail

رمز ورود

تکرار رمز ورود




سایت رسمی استاد محمد حسین شهریار

کلیه حقوق مادی و معنوی سایت شهریار متعلق به مدیر سایت ( سید یوسف سعیدی ) میباشد
                                                                  
            
                            

                                                                                                         
                                                   

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 1.54 ثانیه